خیلی جات تو بودنم خالیه کاش می فهمیدی

فقط برای دلم می نویسم

تقديم به مهربان ترين مهربانم تاابد دوستت دارم.
نویسنده : ساناز yahoo id loveblog_persianblog - ساعت ٦:٤٢ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۳/۱/۱٠
 

تا ابد اگر بگردم کسی را پيدا نخواهم کرد که به اندازه تو دوستش داشته باشم.

نه فريادی نه نغمه ای نه سرودی فقط سکوت می کنم و می دانم که حرفهايم را از چشمهايم می خوانی. نه دفتری نه قلمی نه کلمه ای فقط دستهای تهی ام را پيش رويت ميگيرم و می دانم که کتابهای نا نوشته ام را از سطرهای سپيد دستهايم می خوانی.

همه حرفها شعرها و نثرهايم برای تو که هيچ گاه به درون کلمات سفر نکرده ای دلتنگی يک ابر پاره پاره را نديده و حسرت سيبهای سرخ را در هنگام فرو افتادن از شاخه نشنيده ای و لحظه لحظه سکوتم و نثرهايی که هرگز نخواهم نوشت و تصوير هايی که تا ابد نخواهم آفريد برای تو.

باز و بسته شدن پلک هايم فرو رفتن و بر آمدن نفسهايم رفت و آمد اين جسم خاکی ام برای تويی که جز خيابانها و پيادهروها گذرگاهی نميشی و شکفتن روحم در باران زبانه کشيدن آتشکده احساسم در شبهای تنهايی و کبوتران مهربانی که در آسمان قلبم پرواز می کنند برای تو.

برای يافتن تو برای ديدن تو نياز به جستجو نيست. من در چوبها سنگها آبها آتشها گلها و خارها تو را می بينم.من در بال گنجشک ها خطوط ساده برگ ها تپش موجها و سرکشی شعله ها تو را حس می کنم.من از لحظه ای که چشم به دنيا گشودم بدنبال تو می گشتم و اکنون تو را يافتم.

تو امين ترين کسی برای عشق من. دوستت دارم .

                        منم و دلی که دانم به دو دست دارم او را

                       اگرش نگه داری به تو می سپارم او را


 
comment نظرات ()