خیلی جات تو بودنم خالیه کاش می فهمیدی

فقط برای دلم می نویسم

سفر (ساناز ۳)
نویسنده : ساناز yahoo id loveblog_persianblog - ساعت ۱:٤٤ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٥/٦/٢٢
 

http://loveblog.persianblog.ir                                  با تو بودن را به اندازه ی وسعت تنهای ام  دوست دارم

تو ای فانوس شبهای تنهایی من

به کجا چنین شتابان میروی؟

به کجا چنین ناچارمیروی؟

من تو را دوست خواهم داشت و به ستارگان خواهم سپرد

تو میروی. من بی تو در حسرت روزهای گرم

نالان و شتابان میدوم

میدوم به دنبال آنچه که بود و نیست

میدوم به دنبال یک دنیا تنهایی

تو مرا جا گذاشتی

تو مرا در خودم در حسرت تنهایی و در حسرت آه

جا گذاشتی

جاده بس طولانی و دل من ناشکیبا

تو میروی و چشم من به دنبال راه

میدانم.میدانم روزی محو خواهی شد

روزی یاد مرا نیز به یاد نخواهی آورد

آن روز من سوار بر خیال

خوش این باورم که تو

 همچنان مرا دوست داری

میدانم.میدانم خیال باطلی است

اما نمیتوانم فراموش کنم

آن همه لحظه های ناب ناب

آن همه وسعت خوب و ناز

همه رفتند و برای من یک سبد تنهایی ماند.........

                                              تنهایی ماند......                             

http://loveblog.persianblog.ir


 
comment نظرات ()