نمیدانم چه خواهد شد!!!

تو را گم کرده ام امروز و حالا لحظه های من گرفتار سکوتی سرد و سنگینند

            و چشمانم که تا دیروز به عشقت می درخشیدند

             نمی دانی چه غمگینند....

             چراغ روشن شب بود برایم چشمهای تو

                          نمی دانم چه خواهد شد..؟؟؟؟

                          پر از دلشوره ام

                          بی تاب و دلگیرم

                           کجا ماندی.....؟؟؟؟؟

           که من بی تو هزاران بار در هر لحظه میمیرم

/ 3 نظر / 11 بازدید
فرهود

يه کار نيمايی عاشقانه که هيچ حرف تازه‌ای نداشت! اولشو که خوندم ياد شعر محمدعلی بهمنی افتادم:تو را گم می‌کنم هر روز و پيدا می‌کنم هر شب/بدينسان خوابها را با تو زيبا می کنم هر شب... وقتی اون با اين قدرت حرفی رو که تو زدی قبلا گفته،ديگه... . اين از اين.پست کاش... قشنگ بود و همين که احساس به اين قشنگی داری کافيه . پست نمی‌بخشمت:بازم هيچ حرفی واسه گفتن نداشت و معلومه که طغيان آنی و لحظه‌ای احساساتت بوده(در کل فکر ميکنم دختر حساسی باشی-مثل يه ساناز ديگه-) . پست نغمه: من يه دفتر شعر دارم که ميدم بچه ها توش شعر يادگاری بنويسن.اولش يه عکس از خودم چسبوندم که با رکابی و شلوار جين روی يه صخره نشستم(تو کوههای باقران بيرجند) بعد زيرش همين شعرو نوشتم.خيلی دوسش دارم.ايشالا يه روزی هم برسه که تو هم تو اون دفتر برام شعر يادگاری بنويسی. . خيلی حرف زدم.شرمنده.می‌بوسمت

فرناز

تو را گم کرده ام امروز ..... . . . و تو هنوز آن گمشده ی سالهای دور هستی ... مرسی ساناز جون بازم میام پیشت

حميد پدر مهسا کوچولو

معنای زنده بودن من با تو بودن است نزديک .دور.گرسنه.سير.دلتنگ.شاد.رها.اسير آن لحظه ای که بی تو سر آيد مرا مباد مفهوم زندگيست.معنای عشق نيز هميشه با تو برای تو زيستن تقديم به خاله ريزه با يه شاخه يه کم عکس هاشو بيشتر کنيد